خیلی وقت بود تصمیم داشتم برای همیشه نوک قلمم ُ از رو برگای سفید این کلاسور بردارم ُ مثل بچه ای که با یه غلط توی ِ یه برگ از دفترش یه دفتر نو بر می داره و می نویسه ... برم یه جای جدید!
قرار بود همین امشب تازه وقتی یک سالش شد نوشته هامو بردارم ُ برم جایی که بشه آزاد تر نوشت.
بدون محدودیت !
بدون سانسور کردن احساساتم...
بدون ترس...
.
.
.
اما
من این کلاسور ُ با تمام غلطاش دوست دارم!
.
.
.
هستم...
بهاری تر از همیشه!
نو ...!
بدون سیاهی ِ روز های 88 !
اینجا باید برای همیــــــــــشه ثبت بشه !
تولد دوبارت مبارک قشنگ ترین کلاسور دنیا!

تگ ها :
تو
خاطراتت را که نه!
خود تو را زنده می کند...
این باران های بی هوای بهاری...

تگ ها :
